أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
453
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 556 ) 23 / 15 « انقطاع » . نگريد يادداشتمان را ذيل « منقطع شذ » . ( 557 ) 23 / 15 و 16 « روشن » ، « شذ » ، « گشت » . در دستنوشت كاملا روشن نيست . ( 558 ) 23 / 17 « دوم » . در عكس دستنوشت كاملا روشن نيست و از بود « ء » مطمئن نيستم . ( 559 ) 23 / 17 « دليل » . در دستنوشت كاملا روشن نيست و از صحّت قرائتم اطمينان ندارم . دقيقا هم معلومم نيست كه پس از « دليل » ، كلمهاى آمده است يا نه ؟ . ( 560 ) 23 / 18 « درين معرض » . در دستنوشت كاملا روشن نيست و به درستى قرائتم يقين ندارم . از « معرض » حرف آخر را به سنجش و گمان بياوردم . ( 561 ) 23 / 18 « نمروذ » . در دستنوشت : « نمرود » . ضبط متن را به قياس موارد پيشين آورديم . ( 562 ) 23 / 22 « بر » . قسمتى از ضبط دستنوشت پوشيده است . زين رو به صحّت قرائت خود يقين ندارم . ( 563 ) 23 / 24 « . . . » . شايد به جاى نقطهچين ، عبارت « به غير » مناسب باشد . ضبط دستنوشت پوشيده است ، جز اندكى از پايانش كه چيزى شبيه « ر » يا « ير » به نظر مىرسد . ( 564 ) 23 / 25 « تصرّف من » . جايگاه « من » در دستنوشت روشن و هويدا نيست ؛ به سنجش و گمان چنين خوانديم . ( 565 ) 23 / 25 « . . . » . از كلمهء مضبوط در دستنوشت تنها « ال » پيداست . شايد « محال » باشد . ( 566 ) 23 / 26 « مشاهده كرد » . « كرد » در دستنوشت پيدا نيست . شايد زير پوشيدگى كنار رويه ( ظ . كاغذ مرمّت ) رفته باشد . ( 567 ) 23 / 26 « بر وى امتحان كرد » . ( ظ . ) يعنى : او را به محنت و سختى در افكند ، كار را بر وى دشوار كرد . ( 568 ) 23 / 26 « و گفت : فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي . . . » . از خجسته عبارت قرآنى « فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي . . . » بر گرفته شده است . ( 569 ) 24 / 1 « إتيان » . « إتيان » : آوردن . ( لغتنامهء دهخدا : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) . ( 570 ) 24 / 1 « آفتاب از » . « عبارت دستنوشت سخت ناروشن است ؛ به ويژه در مورد واژهء « آفتاب » تقريبا از دستنوشت هيچ ديده